پراپ تریدینگ یا (Proprietary Trading) یک روش نوین و موثر در معامله گری است که تعداد زیادی از معامله گران با استفاده از سرمایه شرکت های مالی در بازار معامله می کند بنابراین معامله گران به سرمایه آن شرکت های تأمین کننده متکی می باشند نه یه سرمایه شخصی خود.
در پراپ تریدینگ (Prop Trading)، شرکت های تأمین کننده یا پراپ سرمایه لازم را در اختیار معامله گران قرار می دهند که در صورت سودآوری، درصدی از سود به معامله گر باز می گیرد.
از مهم ترین مزیتی که پراپ تریدینگ دارد این است که معامله گر بدون ریسک و ضرر کردن سرمایه شخصی خود می تواند توانایی، مهارت و دانش خود را در بازار مالی نشان داده و از سود واقعی بهره مند شود؛ در همین راستا تعداد زیادی از معامله گران، پراپ تریدینگ را یک فرصتی خارق العاده برای رشد در بازارهای مالی حساب می نمایند.
پراپ تریدینگ (Prop Trading) این امکان را می دهد که معامله گران بدون استفاده از سرمایه شخصی خود، معامله های واقعی را در بازارهای مالی انجام دهند و بتوانند به سودهای قابل توجهی دست پیدا کنند.
لازم به ذکر است که در بازارهای مالی مانند فارکس (forex)، کریپتوکارنسی و حتی سهام، بسیاری از معامله گران به دنبال یک راه ساده اما موثر و تاثیر گذار برای کسب سود هستند اما هیچ یک از معامله ها بدون شناخت استراتژی، ابزارهای معاملاتی و مفاهیم مهمی مثل وین ریت ،(Win Rate)امید ریاضی (Expectancy) و ریسک به ریوارد (Risk to Reward) را نمی توان به فرصت های سودده تبدیل کرد.
توجه داشته باشید که در ادامه به وین ریت (Win Rate)، امید ریاضی (Expectancy) و ریسک به ریوارد (Risk to Reward)، مدیریت ریسک و دیگر نکات مهمی که در معاملات وجود دارد می پردازیم پس تا انتها همراه ما باشید.
وین ریت ، امید ریاضی و ریسک به ریواد ؛ ستون اصلی استراتژی های معاملاتی
وین ریت (Win Rate) یکی از مفاهیم مهم در معاملات است، این مفهوم نشان دهنده درصد معاملاتی است که با سود بسته می شوند؛ به عنوان مثال اگر معامله گران در 100 معامله تنها با 55 تا از معامله ها سود کرده باشند، وین ریت آنها 55 درصد می باشد و یا اگر یک معامله گر در 100 معامله، 60 بار به سود برسد، وین ریت او 60 درصد است.
ممکن است در نگاه اول این عدد، نشان دهنده قدرت یک استراتژی باشد اما همیشه نشان دهنده قدرت نیست چرا که امکان دارد یک معامله گر با وین ریت (Win Rate) همچنان زیان کند، در صورتی که میانگین ضررها بیشتر از میانگین سودها باشد.
بسیاری از معامله گران فکر می کنند تنها وین ریت بالا (Win Rate) مثلا ۷۰، ۸۹ درصد کافی است اما در مقابل این موضوع باید بگوییم که تنها وین ریت بالا (Win Rate) کافی نیست چرا که یکی از مفاهیمی که می تواند در رشد و توسعه حساب پراپ معامله گران تاثیر چشم گیری را داشته باشد امید ریاضی مثبت است؛ یعنی میانگین سود و ضرر در بلند مدت.
توجه داشته باشید که وین ریت (Win Rate) پایین با ریسک به ریوارد بالا می تواند سودده باشد و وین ریت بالا با ریسک به ریوارد کوچک هم می تواند حساب را جلو ببرد.
امید ریاضی یک سنجش ارزش واقعی استراتژی ها در معاملات است، همچنین می توان گفت که میانگین سود یا ضرری است که می توان از هر معامله انتظار داشت. در ادامه به فرمول کلی امید ریاضی اشاره کرده ایم:
E=(Pw×AvgWin)−(Pl×AvgLoss)
در این فرمول PwP برابر است با احتمال برد (وین ریت)، AvgWin برابر است با میانگین سود معاملات برنده، PlP برابر است با احتمال باخت (۱ – وین ریت) و AvgLoss مساوی است با میانگین ضرر معاملات بازنده.
توجه داشته باشید که امید ریاضی از مهم ترین معیارها برای پراپ تریدینگ می باشد چرا که شرکت ها دنبال معامله گرانی هستند که امید ریاضی مثبت داشته باشد نه صرفا با وین ریت بالا؛ همچنین به این نکته دقت کنید که اگر حاصل امید ریاضی مثبت باشد، استراتژی در بلند مدت سودآور خواهد بود اما اگر مقدار آن منفی شود حتی با وجود وین ریت بالا، نتیجه نهایی زیان است. این معیار یکی از مهم ترین ابزارها برای ارزیابی عملکرد واقعی سیستم های معاملاتی است.
ریسک به ریوارد نشان می دهد در هر معامله، چه میزان ضرر احتمالی در مقابل سود مورد انتظار قرار دارد. برای مثال اگر در یک معامله ریسک 50 دلار کنید و هدف سود شما 150 دلار باشد، نسبت ریسک به ریوارد برابر با 1 به 3 خواهد بود. هرچه این نسبت بزرگ تر باشد، معامله گر می تواند حتی با وین ریت پایین هم سودآور باقی بماند.
طبق نکته هایی که در قسمت بالایی گفته شد مفهوم ریسک به ریوارد نیز اهمیت پیدا می کند؛ چرا که این نسبت ها نشان می دهد یک معامله گران حاضر اند در برابر چه میزان ریسک ، چه مقدار سود احتمالی را دریافت نمایند؛ به عنوان نمونه، اگر ریسک یک معامله 50 دلار ($) باشد و هدف سود 150 دلار تعیین شود، نسبت ریسک به ریوارد برابر 1 به 3 خواهد بود. به طور کلی هرچه این نسبت بزرگ تر باشد، احتمال سودآوری استراتژی بیشتر خواهد بود، حتی اگر وین ریت خیلی بالا نباشد.
برای درک عمیق این نسبت ها، به مثال های ذکر شده توجه کنید؛ مثلا معامله گر اول وین ریت 80 درصد دارد اما ریسک به ریوارد او 1 به 0.5 است و معامله گر دوم وین ریت 40 درصد دارد اما ریسک به ریوارد او 1 به 3 است.
می توان نتیجه گرفت که در بلند مدت معامله گر دومی، برخلاف معامله گر اولی، با وجود وین ریت پایین، عملکرد بهتری خواهد داشت؛ به این دلیل که سود معاملات بازنده اش، چند برابر از ضرر معاملات بازنده است.
در نهایت برای موفقیت در معامله گری و انجام معاملات سودده، تنها با تمرکز بر یک معیار صورت نمی گیرد چرا که وین ریت درصد برد معاملات را نشان می دهد، امید ریاضی تصویر واقعی از ارزش استراتژی به دست می دهد و ریسک به ریوارد تعادل بین ضرر و سود را مشخص می کند.
یک معامله گر حرفه ای و متخصص برای ساخت استراتژی پایدار و انجام معامله های موفق و پر سود، باید این سه فاکتور مهم را هم زمان در نظر بگیرد و با مدیریت سرمایه، سودهای چشم گیری را کسب نماید.
باگ روانشناسی پس از فاز اول
یکی از بزرگ ترین تله ها در پراپ تریدینگ ها، بعد از کردن مرحله اول صورت می گیرد و پراپ فرم ها می دانند که معامله گران در صورت احساس غرور و اعتماد به نفس کاذب با شکست و ضرر و زیان های زیادی رو به رو می شوند؛ بنابراین فاز دوم سخت تر از فاز اول می باشد.
معامله گران برای این که با اینگونه مشکلاتی مواجه نشوند باید هیچ تفاوتی را بین فازها نگذارند و تمام معامله ها را مستقل بدانند ک به تمام قوانین و مقررات پایبند باشند.
چه رابطه ای میان وین ریت و ریسک به ریوارد وجود دارد؟
میان وین ریت (Win Rate) و ریسک به ریوارد یک رابطه ای مستقیم با سوداوری یک استراتژی معاملاتی وجود دارد؛ چرا که وین ریت درصد معاملاتی است که با سود بسته می شوند اما این مفهوم تنها نشان دهنده موفقیت نیست اما در مقابل، ریسک به ریوارد نشان می دهد که یک معامله گر در هر معامله حاضر است چه مقدار ضرر احتمالی را در برابر چه مقدار سود بپذیرد.
می توان گفت که این دو مکمل یک دیگر هستند؛ به این منظور که اگر نسبت ریسک به ریوارد بالا باشد، حتی با وین ریت پایین هم می توان به سود رسید؛ برای مثال در نسبت ۱ به ۳، کافی است تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد معاملات موفق باشند تا استراتژی همچنان مثبت باقی بماند اما برعکس اگر وین ریت بالا باشد ولی ریسک به ریوارد کمتر از یک باشد، احتمال زیان در بلند مدت وجود دارد؛ بنابراین، تعادل میان وین ریت و ریسک به ریوارد شرط اصلی ایجاد یک سیستم معاملاتی پایدار است.
در چالش های پراپ تریدینگ ، مدیریت سرمایه از اساسی ترین و مهم ترین دلایل موفقیت است، به طور کلی، تعداد زیادی از معامله گران تازه کار و مبتدی همواره به دنبال نسبت های ریسک به ریوارد(R:R) بسیار بزرگ مثل ۱ به ۵ یا حتی بیشتر از آن هستند اما این نسبت به کاهش شدید وین ریت و افزایش فشار روانی معامله گران منجر می شود.
اما برخلاف خواسته قبلی معامله گران، انتخاب یک نسبت ریسک به ریوارد متوسط مثل ۱ به ۲ یا ۱ به ۳، علاوه بر اینکه تعادل مناسبی میان سود و زیان ایجاد می کند بلکه به معامله گران کمک می کند وین ریت پایدارتری داشته باشند.
لازم به ذکر است که در پراپ تریدینگ اصطلاح R:R مخفف عبارت Risk to Reward Ratio یا همان نسبت ریسک به ریوارد می باشد. زمانی که وین ریت و R:R در یک سطح متعادل قرار می گیرند، مسیر رسیدن به اهداف آزمون پراپ ساده تر و راحت تر می شود. همچنین معامله گران در آزمون پراپ بهتر است به سراغ R:R متوسط بروند تا هم در وین ریت ثابت بمانند و هم فشار روانی خود را کاهش دهند.
مدیریت سرمایه؛ هماهنگ با قوانین پراپ تریدینگ
همان طور که می دانید بیشتر پراپ ها، سقف ضرر روزانه 5 درصد و ضرر کل 10 درصد دارند؛ بنابراین اگر یک معامله گر در هر معامله ۱ درصد ریسک کند، با چند باخت پشت سر هم، حساب معاملاتی آن می سوزد؛ در همین راستا توصیه می شود که ریسک هر معامله را ۰.۲۵–۰.۵٪ قرار داد و در صورتی که معامله گر در یک روز با سه ضرر پشت سر هم رو به رو شد بهتر است بقیه روز را معامله نکند.
تقسیم حساب ها ؛ کاهش ریسک کلی
لازم به توضیح است که تقسیم حساب ها می تواند ریسک کلی را کاهش دهد، به عنوان مثال معامله گران به جای یک حساب ۱۰۰ K بهتر است چند حساب کوچک تری مثل ۴×۲۵ K را بگیرند، همچنین اگر در یک حساب Daily DD تاچ شود، بقیه حساب ها همواره سالم می مانند؛ این فرایند باعث می شود معامله گران علاوه بر مدیریت سرمایه، مدیریت روانشناسی را هم داشته باشند.
نقطه ورود امن و بک تست
یکی از مهم ترین و کلیدی ترین اصل های که باعث می شود معامله گر پراپ تریدینگ ها را با موفقیت پشت سر گذراند، نقطه ورود امن و بک تست می باشد، بنابراین معامله گر باید همسو با روند اصلی ورود داشته باشد و برخی از تایم سشن های مثل فقط لندن یا نیویورک را فیلتر کند در بازه مشخص بک تست انجام دهد؛ تمام این موارد باعث می شود نقطه ورود امن تر شود.
قدرت پوزیشن اول
بهتر است بدانید که موقعیت یا پوزیشن معاملاتی اول از قدرت زیادی برخوردار است چرا که اولین معامله در روز یا فاز پراپ، روند ذهنی کل مسیر معامله گران را مشخص می کند؛ اگر معامله گر بتواند سودی را کسب کند، باعث نظم و اعتماد به نفس آن می شود و اگر با ضرر رو به رو شود ممکن است حتی با خطای احساسی نیز رو به رو شود.
از این رو ، به معامله گران توصیه می شود اولین معامله خود را با ریسک کمتری باز کنند و در سود ، سریعا ریسک فری نمایند و در صورتی که معامله با ضرر مواجه شد سایز معاملات بعدی خود را پایین بیاورد.
مدیریت Daily Drawdown
تعداد بسیار زیادی از معامله گران به دلیل تاچ شدن DD یا همان دراودان ، به صورت روزانه رد می شوند نه به دلیل استراتژی های معاملاتی ضعیف؛ به عنوان مثال در زمان سود، طمع معامله گر را به استاپ های غیرمنطقی می برد و در ضرر، امید به جبران باعث می شود حجم معامله را بالا ببرد.
در خصوص این که Daily Drawdown از مهم ترین قاتل حساب ها می باشد به همین علت بهتر است آن را مدیریت کرد. برای مدیریت Daily Drawdown بهتر است معامله گر تارگت روزانه خود را مشخص کند و از قبل حداکثر تعداد پوزیشن را تعیین نماید و بعد از رسیدن به تارگت یا حد ضرر مشخص ، معامله را متوقف کند.
چرا فاز دوم سخت تر است؟
ممکن است تعداد زیادی از معامله گران به خصوص معامله گران مبتدی و تازه کار از میزان اهمیت و سختی فاز دوم پراپ تریدینگ (Prop Trading) ندانند ؛ در مقابل این ابهام باید بگوییم که فاز دوم معمولا زمان بیشتری دارد اما هدف سود آن کمتر است به همین دلیل باعث می شود معامله گر در فاز دوم از فشار روانی بیشتری برخوردار باشد.
برای کاهش دادن سختی و استرس معامله گران توصیه می شود قبل از ورود ، یک هفته شرایط فاز دوم را شبیه سازی کنند و برای مدیریت احساسات و خطاها به صورت روزانه و منظم ژورنال نویسی انجام دهند چرا که این کارها بسیار ضروری می باشند و در نهایت چک لیست روانی را روزانه تهيه نمایند.
در نهایت می توان گفت که پراپ تریدینگ یک فرصتی ایده آل و شگفت انگیز برای معامله گرانی است که از سرمایه کافی برای فعالیت در بازارهای مالی ندارند و به دنبال یک راهی هستند تا به صورت واقعی، معامله های واقعی را در فارکس انجام دهند.
همچنین پاس کردن و موفق شدن در پراپ تریدینگ ( Prop Trading ) تنها به داشتن استراتژی خوب بستگی ندارد چرا که درک وین ریت مناسب ، مدیریت ریسک و سرمایه دقیق و ذهن آرام باعث می شود معامله گر یک نتیجه خارج العاده ای را رقم بزنند.
یک پاسخ